::::: نامه های همسرانه :::::
امروز خاطرات گذشته برایم تداعی شد. چقدر این ۵ سال به سرعت گذشت چه بالا و پایینهای روزگاری را ما با هم پشت سر گذاشتیم و چه راه طولانی و پر فراز و نشیبی را پیمودیم تا امروز و این لحظه کنار هم باشیم . از اینکه در کنار توام و لحظه لحظه های زندگی ام را با تو و عشق تو پیوند زده ام خوشحالم. خوشحالم که صبحم را با سلام تو اغاز میکنم و شب را در کنار بالین تو به صبح میرسانم. از قسمت ، تقدیر ، شانس یا هر چیز دیگری که تو را سر راه زندگی من گذاشت تشکر میکنم . از تو و تمام لحظات و احساسات رنگی ای که برایم ساختی تشکر میکنم . تو دنیا را برایم رنگارنگ کردی و رنگین کمان زندگی ام شدی. شاید باورش برایت سخت باشد که هر روز احساسم نسبت به تو پررنگتر و قویتر میشود. قبول دارم که گاهی از تو رنجیده خاطر میشوم و یا گاهی تندی و تلخی میکنم اما اینها را بگذار به حساب علاقه و خودخواهی ام، هیچ گاه ذره ای به عشقم و احساسم شک نکن.
اگر بدانی بزرگترین آرزویی که دارم چیست خنده ات میگیرد! آرزو دارم من و تو در کنار هم سالیان سال با صمیمیت و علاقه زندگی کنیم و در کنار هم پیر شویم و دوران پیری دست در دست هم در پارکها قدم بزنیم و از کمر دردها و بیماریهای دوران پیری مان شکایت کنیم. شبها کنار شومینه روی صندلی راک بنشینیم و تو روزنامه بخوانی و چرت بزنی و من هم دائم غر به جانت بزنم که چرا چرت میزنی و چرا خر و پف میکنی! عزیزم بودن در کنار تو مهمترین اتفاق زندگی ام بود با تک تک سلولهای بدنم مپرستمت
[ جمعه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۶ ] [ 0:6 ] [ باریستا ]
[ ]
برچسب:
نویسنده: پویان محمودی