دلم ميگيرد كه هر سال تكيده تر ميشوى
باور پير شدن تو مهربانم، قلبم را به درد مى اورد
باور چين و چروكهاي صورتت ،خميدگي زانوهايت ، سفيدى موهايت برايم سخت است
ميخواهم بوسه بزنم بر چين و چروكهايي كه نماد فداكاري و از خود گذشتگي است
نماد تمام شبهايي كه من تب ميكردم و تو بر بالينم بي تاب ميشدى
تمام روزهاى جوانى ات كه به پاى من ريختى تا من جوانه بزنم و رشد كنم
ميخواهم موهاى سپيدت را دانه دانه نوازش كنم
سپيدى موهايت داستان تمام دلهره هايى است كه براى من داشتى
و بگذار در مقابل زانوان پردردت سر تعظيم فرود بياورم كه اگر قدمهاى استوار تو نبود من راه زندگى را كم ميكردم
مادر عزيزم
من زندگى ام را به تو مديونم
دين من به تو مثل دين بندگان به خداست
تا دنيا پابرجاست من وام دار توام
پس اگر كفر نباشد بگذار بگويم : " مادر تو تبلور خود خدا روى زمينى "
برچسب: مادر قلب اتمی,مادر ترزا,مادر زن,مادر بزرگ,مادر به انگلیسی,مادر و دختر,مادر پسر,مادر من مادر من,مادر قهوه,مادر شهید معتاد,
نویسنده: پویان محمودی